تبليغاتX
سحر توکلی / تو پیش از خورشید
سوری چینموی - شاعر و نویسنده هندی - کاندیدای جایزه‌ی صلح در سال 2006 به خاطر فعالیت‌های معنوی و انسان‌دوستانه‌اش در زمینه‌ی اشاعه‌ی صلح و دوستی در جهان، بیش از 22هزار قطعه شعر دارد که هر یک با مضمونی معنوی پاسخ‌گوی یکی از سؤالات انسان در جهان ناشناخته و بی‌انتهاست.

بیش‌تر شعرهای او فضایی مراقبه‌وار دارند و از تجربیات انسانی سخن می‌گویند که قصد دارد از این دنیا برداشتی ماورایی داشته باشد؛ انسانی که با تسلط بر حواس خویش، زندگی را از دریچه‌ای دیگر تجربه می‌کند و همواره در حال پرسش و پاسخ از درون و برون خویش است.

منتظر خواندن ترجمه آثار او باشيد.

نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:6 توسط توکلی| |
كتاب " نه مرغ دريايي نه ستاره فقط باران" در غرفه انتشارات "مرواريد" در بيست و پنجمين نمايشگاه بين المللي كتاب عرضه مي شود.
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 8:38 توسط توکلی| |

«نه مرغ دریایی نه ستاره فقط باران» گزیده‌ای از شعر لیتوانی است كه با ترجمه علی عبداللهی و سحر توكلی منتشر شده است كه می‌توان آن را پژوهشی در شعر لیتوانی دانست.-

به گزارش خبرگزاری كتاب (ایبنا)، این مجموعه را می‌توان به دو بخش تقسیم كرد. شعرهایی كه از زبان آلمانی و توسط علی عبداللهی ترجمه شده‌اند و اشعاری از شاعران لیتوانیایی كه سحر توكلی آن‌ها را از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه كرده است.

اكثر اشعار این مجموعه از میان شاعران معاصر كشور لیتوانی برگزیده شده و عبداللهی در تماس با برخی شاعران، این اشعار را از یک موسسه شعر در لیتوانی دریافت كرده است.

لیتوانی سرزمین كوچكی است با جمعیتی سه میلیون و 400 هزار نفر در بخش شرقی مركز اروپا بر كرانه دریای شمال. این كشور در تاریخ خود فراز و نشیب‌های بسیاری را از سر گذرانده است. پایتخت كشور لیتوانی، ویلنیوس، در سال 2009 به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا شناخته شد.

زبان لیتوانیایی‌ یکی از زبان‌های هند و اروپایی و از شاخه زبان‌های بالتیک است، با این حال نخستین آثار ادبی در این كشور، پیش از سده شانزدهم میلادی، به زبان لاتین، كه در آن دوره زبان رسمی لیتوانی بود نوشته شده‌اند. 

«جاز غمگین قماربازان»، «ما در عكس زیر باران گم شده بودیم» و «تمشك‌های دستچین» (ترجمه شعر لیتوانی) مجموعه‌ اشعاری هستند كه توكلی تاكنون آن‌ها را به فارسی ترجمه كرده است. 

از عبداللهی نيز مجموعه اشعاری چون «صد سال شعر آلمانی‌زبان»، «اكنون ميان دو هيچ» (اشعار نيچه)، «سكوت آينده من است»، «عاشقانه‌های هندی» و «درختان ممنوع» به فارسی ترجمه شده است.

«نه مرغ دریایی نه ستاره فقط باران؛ گزیده شعر لیتوانی از آغاز تا امروز» با ترجمه علی عبداللهی و سحر توكلی در 212 صفحه و به قیمت چهار هزار و 700 از سوی نشر «مروارید» منتشر شده است.

منبع:http://ibna.ir/vdcayin6e49nu01.k5k4.html

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 9:23 توسط توکلی| |
  اولين نشست از سلسله نشست هاي ادبي نشر نگيما، با رونمايي از كتاب «لگدكوب خيال» سروده «فرشيد ذاكري» و شعرخواني شاعران برگزار خواهد شد. علي باقري، مديرمسوول نشر نگيما و فرياد شيري، شاعر و نويسنده، به بررسي اثر يادشده و جايگاه شعر در ادبيات و هنر خواهند پرداخت. در بخش شعرخواني هم كيومرث منشي زاده، رسول يونان، ناصر پيرزاد، فرهاد اكبرزاده، علي كاكاوند، مختار شكري پور، حسن قنواتي، ياسين نمكچيان و سحر توكلي به شعرخواني خواهند پرداخت. 

این نشست ساعت 16 پنجشنبه اول دیماه در محل نشر نگیما واقع در میدان انقلاب، ابتدای خیابان کارگر جنوبی، کوچه رشتچی، پلاک 13 واحد 1برگزار می‌شود.


    

نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 13:17 توسط توکلی| |

 پس از دو سال انتظار آنتولوژي  شعر كشور كهربا – ليتواني- مجوز انتشار گرفت.

اين مجموعه كه" نه ستاره ، نه مرغ دريايي، فقط باران" نام دارد با ترجمه سحر توكلي و علي عبدالهي به زودي توسط نشر مرواريد به چاپ مي رسد.

نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 15:45 توسط توکلی| |

 

يك هفته

 

درست يك هفته از كنار نبودنت مي گذرد

از كنار گوشه هاي خالي اتاق كه نيستي

از دست هاي گرم و مهربان كه نيستند

از شانه هاي كوچك و از

خال گوشه ي لبت كه نگو!

از چشم هايي كه بستي، بستند و ديگر باز نشد!

درست يك هفته از كنار نبودنت مي گذرد

يك هفته از قاب عكس روي ميز

يك هفته از هق هق و بغض ته حلق

لب ها طلسم شده زير لب مادر زمزمه مي كنند

يك هفته از كنار نبودنت مي گذرد

يك هفته از تنهايي پدربزرگ

چشم هايش مي گردد گرد لب هاي گريه و چشم هاي سرخ

خانه بوي سيب مي دهد

بوي صبر

بوي بهشت

بوي مادربزرگ! كه ديگر     نيست!

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 8:48 توسط توکلی| |

از کجا؟

 

جنگل ها، درختان بلوط،

 از کجا می آیند؟

از زمین؟

زمین خاموش؟

برف از کجا؟

باد از کجا می آید ، میان خش و خش بادبان ها؟

از زمین؟

زمین خاموش؟

پایکوبی اسبها از کجا؟

کلماتی که کوچه هارا می پیمایند،

 از کجا می آیند؟

از زمین؟

زمین خاموش؟

تو کجا هستی؟


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 10:1 توسط توکلی| |

سکوت

 

بگذار من هم مثل تو سکوت کنم

چقدر خوب است با سکوتِ رودخانه قدم بزنی

چیزی در سکوت هست

شاید، کلمه ای و فکری؟

شاید، ماهی؟

کلمه و ماهی هر دو خاموش اند

مثل علف

که شبانه می روید

ابری فشرده و سبز

و بیصدا

همه چیز را می گوید


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 9:59 توسط توکلی| |

برای شاپرک ها کفن می دوزم!

دور می شوم از من

در صدای خودم گم                              به خانه می روم

هر روز دیر تر از دیروز          به خانه می رسم

در صدای پیچ کوچه

گم می شوم

انگار به بن بست رسیده!

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 12:13 توسط توکلی| |

سفید می شوم

از بی رنگی دنیا

چشم هایم برای دنیا

کوچک شده اند

کودکی هایم          برایم رنج

کمی که بزرگ تر می شوم

می بینم                 سال هاست از دنیا رفته است !

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 12:12 توسط توکلی| |